X
تبلیغات
ترانه عاشقی - روزگار اما وفا با ما نداشت!


ترانه عاشقی

روزگار اما وفا با ما نداشت!

طاقت خوشبختی ما را نداشت !

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت!

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت!

آخر این قصه هجران بودو بس!

حسرت و رنج فراوان بودو بس !

یار ما را از جدایی غم نبود!

در سرش مجنون عاشق کم نبود !

بر سر پیمان خود محکم نبود!

سهم من از عشق جز ماتم نبود!

با من دیوانه پیمان ساده بست!

ساده هم آن عهد و پیمان را شکست!

بی خبر پیمان یاری را گسست!

این خبر ناگه پشتم را شکست!

آن کبوتر عاقبت از بند رست!

رفت و با دلدار دیگر عهد بست!

 
نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390| ساعت 16:53| توسط نغمه| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت